Sometimes, some things are not meant to be

 

رفتنت قابل پيش بينی بود

و من اکنون آرامم

و قدر چيزهايی را که برايم مانده است می دانم

تنها همه چيز، همه ی حرف ها، مثل اينجا تيره و تکراری شده است

و ديگر هيچ چيز برايم هيچ فرقی نمی کند

 

می دانم و متأسفم که جواب های ناقص و بی انگيزه ام هيچ دردی را از تو دوا نمی کند

/ 5 نظر / 3 بازدید
آدينه بوک

سال نو مبارک! آدينه بوک، سالي سرشار از موفقيت و سلامتي براي شما آرزو مي کند.

محمد محبی

چطوری؟ جالبه. فک کنم تو هم هر وقت دپرس می شی اينجا می نويسي نه؟ و چون دختر شادی هستی و دير ... لذا دير دير هم می نوسی. البته من هم زود زود سر نمی زنم. هويجوری ياد وبلاگها افتادم و اسم جالب بلاگت. اما اين چيزايی که می نويسی مربوط به اين دورست و دوره گذر. اين حرفها از اوناست که به گذر زمان مشکلشون حل می شه. شاد باشی....

سيامک

دجاوو را هنوز از اولین برخورد به یاد دارم ولی بدان من میدانم چگونه از حرفهایی که ارزش شنیدن ندارند خلاص شوم مانند بادی بر فراز چهره ات که نمی توانی آن را ببینی. این منم دجاوو

alx

che khoshonate 2khtarahnei va che ehsas ghorore zir barani ! (agefahmidi chie goftam:D)

شما اشتباه فکر می کنی.