پست های ارسال شده در آدر سال 1383

شما نمی دونين؟ نمی بينين؟ که با گفتن اين حرفها و نگفتن بعضی حرفها آدموهرلحظه بيشترفرو می برين داره خفم می کنه تمام اون چيزهايی که ... ادامه مطلب
/ 3 نظر / 7 بازدید
روزهايی وجود دارد که هرگونه تلاشی برای نوشتن هرگونه تلاشی برای گفتن سخت تر است طولانی تر است حتی از تصميم بر ماندن يا رفتن بر خواستن ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 7 بازدید
توی فضای آبيش نشسته زانوهاشو تو بغلش گرفته نگاهش خسته است غمگينه متفکره نگرانه خيلی وقته که به جلوش خيره شده اما من می دونم که چيزی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 5 بازدید
من در دنيای ناهوشياری به سرمی برم حرفهايتان را برايم بارها تکرار کنيد تا شايد بتوانم حرکتی از خود نشان دهم
/ 0 نظر / 6 بازدید
سکوت سکوت سکوت جاری سکوتی که ميگه: « من عاشقتم». سکوتی که ميگه: «عصبانيم». سکوتی که ميگه: «من از تو متنفرم». سکوتی که می خنده، که مسخره ... ادامه مطلب
/ 1 نظر / 6 بازدید
چه بايد گفت؟ چه بايد نوشت؟ که بعدها مرا در مقابل قضاوتش ننشاند، و به آسانی بر پوچ بودن من شهادت ندهد. تمام نگرانی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 7 بازدید
اين آخرين فکريه که توذهنمه شايد هيچ وقت نفهمم مبادا... من دلم می خواد موهامو مثل موهای اون دختره صورتی کنم اَه، نبايد ديگه ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 5 بازدید
ليوان قهوه ته سيگارهای پراکنده نگرانی نگاه تو موسيقی نوستالژيکی که در جريانه صدای حرکت عقربه های ساعت که توی گوشم می پيچه فضای سنگينی ... ادامه مطلب
/ 0 نظر / 5 بازدید