امشب، شبی تاريک است

شبی سرد و آلوده

و نفرتی که دوباره در من سر برآورده

و اکنون می توانم ساعت ها گريه کنم

گريه ای تلخ و دردناک

من نفرتم را از گذشته ها با خود آورده ام

نفرتم را، که زمانی در درخشش های کوتاه فراموشی رنگ می بازد

و دگربار، تلخ تر، رنگ می گيرد

من امشب آنقدر از نفرت سرشارم

که می توانم آن را به تمام  مردم دنيا هديه دهم

/ 2 نظر / 4 بازدید
one

خوش به حالت که حداقل یه چیز داری که به کسی بدی