شایدم مشکل ترس از آیندست

یا جدا شدن ازگذشته ای که توش همه چیزو بیشتر دوست داشتی

می ترسم از اینکه پیش برم و چیزهایی درعمق خواستنم باشه که دیگه هیچ وقت بدست نیاد

یه چیزی هست که نمی ذاره از گذشتم جدا شم

وایسادم وسط راه و نمی تونم رومو از گذشته برگردونم

نمی تونم خودمو احساس کنم، دورم انگار

این جا حتی اندوه هم مثل گذشته نیست

کاش دستکم برای عشقی از دست رفته گریه می کردم

برای چیزی وحشی تر از این

همه چیز معلقه

کاش خفه می شدم و اینقدر غر نمی زدم

کاش با هرکسی حرف می زدم تا آستانه ی گریه پیش نمی رفتم

اه لعنتی، کاش به حرف نسیم گوش داده بودم و ده بیست پاکت سیگار می آوردم

/ 1 نظر / 3 بازدید

شما اشتباه فکر می کنی.